X
تبلیغات
رایتل

خواستن و دوست داشتن

سه‌شنبه 19 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 08:16 ب.ظ

وقتی رو این آب و خاک قدم میزنم

وقتی قطره های باران را

دانه های برف و لذت واقعی را حس می کنم

آن را فریاد میزنم

وقتی میبینم و می خوانم و می شنوم

وقتی او من می شود و از تو می خوانم

وقتی عاشق شدم،دوست شدم،پر شدم و به آسمان رفتم

وقتی می دانم که دوست دارم و می خواهم دوستم بدارند

شاید این داستان آن ها باشد

من راوی و ترانه سرای او باشم در هر خط شعر و افسانه

زندگی این است

مجموعی از رویا و داستان و آرزو های ما

ما خنیانگریم ، می خوانیم و دنیا به ساز ما میرقصد

فردا هست و من هنوز در دست قلم دارم

شب پایدار است و در حادثه زندگی ما می پالاید

هر خطی که از اثر رویای فردا بر پیشانی دارم

می شود همان رد مهر عبادت ها

در کوچه کوچه

میان تک تک پرتوی نور صبحگاهی روح ما حضور دارد

نور ما به تاریکی و تنهایی حضور دارد

اگر دیگران نباشند

نه گریه می کنیم و نه برایمان گریه می کنند

چقدر خوب است که با هم هستیم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo