X
تبلیغات
رایتل

بود و نبود من

چهارشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 10:57 ب.ظ

میان بود و نبودم گم شدم

از اثر ساز وحشی و سرکش دلم

با زخم های شاخه ی درخت نفرت

گیر کردم میان ریشه های این درخت

بال هایم از سنگ تمسخرش شکست

اون که دل ساده ام را به صلابه کشید

به او تبریک می گویم,من یک بازنده ام

با طرح دو بال مرا در دره ی غرورش

در قربانگاه دروغش پرتاب و فنا کرد

به اسم ابر پاییزی بر سرم امد

به امید باران تک تک فریادهایش را پذیرفتم

اما نمی دانستم که ابری بهاریست و بارانی نیست

به صد ها قسم باور کردم عشقش را

اما به یک قسم نیستی داد هستم را

می خندد و از غم بازنده می گوید

کنارش سنگی اشکریزان بودم

اما اکنون اشک قلبم سنگ است

او که هیچ چیز مرا پوچ کرد

او که به جامه ام عطر تنهایی داد

دل ساده ی بیچاره ی من عاشق نشی

وارد این بیراهه نشی

دوباره مجنون و دیوانه نشی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo