X
تبلیغات
رایتل

به یک دوست شاعر...

جمعه 26 تیر‌ماه سال 1388 ساعت 02:47 ب.ظ

شب مادری تنهاست

اشکالی ندارد

دستانش سرد اما لطیف است

گله دارد از ما

فروغ نقره فامش را گرفتیم

خاموش کردیم ان را

به انگشتان سرد یخ زدِمان

به خود نبخشیدیم خود را

به هنگام اشک تاریکش

کاش ترکش نمی کردیم

این داغ مادر تنها را

من نیز گیرم دستش را

می دهم بهای سنگین سکوتش را

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo